السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

494

تفسير الميزان ( فارسي )

و سپاهيان سليمان از جن و انس و پرنده فراهم شدند و به نظم آمدند ( 17 ) . تا چون به وادى مورچه رسيدند مورچه اى گفت : اى مورچگان به لانه هاى خود برويد تا سليمان و سپاهيان او به غفلت شما را پايمال نكنند ( 18 ) . سليمان لبخندى زد و از گفتار او خنديد و گفت : پروردگارا ! مرا وادار كن تا نعمتى را كه به من و پدر و مادرم مرحمت فرموده اى سپاس دارم و عملى شايسته كنم كه آن را پسند كنى و مرا به رحمت خويش در صف بندگان شايسته ات در آور ( 19 ) . و جوياى مرغان شد و گفت : چرا هدهد را نمىبينم مگر او غايب است ( 20 ) . وى را عذاب مىكنم عذابى سخت و يا سرش را مىبرم مگر آنكه عذرى روشن بياورد ( 21 ) . كمى بعد شانه بسر و هدد آمد و گفت : چيزى ديده‌ام كه تو نديده اى و براى تو از سبا خبر درست آورده‌ام ( 22 ) . زنى ديدم كه بر آنان سلطنت مىكند و همه چيز دارد و او را تختى بزرگ است ( 23 ) . وى را ديدم كه با قومش به جاى خدا آفتاب را سجده مىكردند و شيطان اعمالشان را بر ايشان زينت داده و از راه منحرفشان كرده و هدايت نيافته‌اند ( 24 ) . تا خدايى را سجده كنند كه در آسمانها و زمين هر نهانى را آشكار مىكند و آنچه را نهان كنند و يا عيان سازند مىداند ( 25 ) . خداى يكتا كه خدايى جز او نيست و پروردگار عرش بزرگ است ( 26 ) . سليمان گفت : خواهيم ديد آيا راست مىگويى يا از دروغگويانى ( 27 ) . اين نامه مرا ببر و نزد ايشان بيفكن ، سپس برگرد ببين چه مىگويند ( 28 ) . ( ملكه سبا ) گفت : اى بزرگان مملكت نامه اى گرامى نزدم افكنده‌اند ( 29 ) . از جانب سليمان است و به نام خداى رحمان و رحيم است ( 30 ) . كه بر من تفوق مجوييد و مطيعانه پيش من آييد ( 31 ) . گفت : اى بزرگان مرا در كارم نظر دهيد كه من بدون حضور شما هيچ كارى را انجام نداده‌ام ( 32 ) . گفتند : ما نيرومند و جنگآورانى سختكوش هستيم ولى كار به اراده تو بستگى دارد ببين چه فرمان مىدهى تا اطاعت كنيم ( 33 ) . گفت : پادشاهان وقتى به شهر و كشورى وارد شوند تباهش كنند و عزيزانش را ذليل سازند كارشان همواره چنين بوده ( 34 ) . من هديه اى به سوى آنها مىفرستم ببينم فرستادگان چه خبر مىآورند ( 35 ) .